شنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸

67 - دیگر نمی خواهم قهرمان باشم!

تا کی خودم را ناراحت کنم که دیگران ناراحت نشوند. جهنم درک که ناراحت می شوند! جوری عمل کنند که اسباب ناراحتی خودشان نشوند. وقتی عملکردشان طوری ست که مطمئن می شوم مرا احمق فرض کرده اند از کوره در می روم.
تمام عمر به خاطر چیزهایی که فکر می کنیم اصولند و هیچ تبصره بردار نیستند خودمان را عذاب می دهیم. می گذاریم احمق فرضمان کنند.
تمام شد عمرم! تا کی در بند اصول بی پایه ای باشم که دیگران را مقدم بر خودم می داند؟ اصولی که می گوید: «برای خوب بودن همیشه نقش قربانی را باید بازی کنی»؟ تا کی «پترس» باشم یا «ریز علی خواجوی»؟
من به همه این اصول «نه» می گویم. خیلی وقت است که این «نه» را گفته ام فقط امروز با صدای بلند گفتم جوری که همه بشنوند.
از امروز برای اینکه دیگران ناراحت نشوند خودم را ناراحت نمی کنم. من فقط در قبال خودم مسئولم. کسی که در قبال خودش مسئولیت احساس نمی کند مسئولیت پذیری اش در قبال دیگران دروغی بیش نیست. کسی که خودش را دوست ندارد نمی تواند دیگران را واقعا دوست داشته باشد. کسی که برای خودش احترام قائل نیست نمی تواند واقعا به دیگران احترام بگذارد. دیگر نمی خواهم برای دیگران فداکاری کنم مگر زمانی که اول برای خودم فداکاری کرده باشم. دیگر نمی خواهم قهرمان باشم!

1 نظر:

if گفت...

link kardam

ارسال يک نظر