(توجه : این قسمت بیشتر خطاب به خانمها ست).
علت دوم بروز مشکلات بعد ازازدواج نابرابری زن و مرد در انجام وظایف زندگی ست. که اینهم به علت اول یعنی نظام مرد سالارانه مملکتمان بر می گردد.
در کشور و فرهنگ ما کارهای خانه داری جزء وظایف اصلی زن محسوب می شود گویی که اصلا برای انجام دادن این وظیفه به دنیا آمده! زنی که ازدواج می کند تمام امور خانه داری را باید انجام دهد حتی اگر خودش شاغل باشد و از حقوقش در خانه هم خرج کند باز هم اوست که موظف به آشپزی ، شست و شو ، رفت و روب و هزار کار ریز و درشت خانه است.
امور مربوط به خانه داری در زبان ساده اند اما در عمل واقعا سخت و پر ازحاشیه هستند. به قول مادربزرگ مرحومم «کار خانه بچه می زاید!» یعنی هر چه انجام می دهی تمام نمی شود و باز هم هست و در فواصل مشخصی باید تکرار شوند. تمامی این کارها به عهده زنان هستند . حتی کارهایی که مردان هم از انجام دادنش اکراه دارند مثل تمیز کردن حمام و دستشویی یا شستن بچه های کوچک بعد از خرابکاری شان!
زنی را تصور بکنید که شاغل است و ساعت 9 صبح تا 4 بعد از ظهرش را در محیط کار (گذشته ار نوع شغل و میزان سختی اش) می گذراند دو تا بچه دارد که مثلا یکی اول دبستان است و دیگری شیر خوار. برای کارهای خانه هم نمی تواند مستخدمی یا کمکی داشته باشد. می توانید تصور کنید که این خانم چه باری از مسئولیتها را هر روز و هر ساعت تحمل می کند؟ شوهر همین خانم از محل کار می آید خانه. چایش را می خورد ، روزنامه اش را می خواند ، غذایش را میل می کند ، تلویزیون تماشا می کند و می خوابد! مطمئنا نمی رود بچه شیرخوار را بشوید ، به بچه دبستانی دیکته بگوید ، آشپزی کند و ...
آقایانی هستند که در کارهای خانه به اصطلاح کمک می کنند اما این میزان کمک تا چه اندازه است؟ درستش اینست که این کارها کاملا مساوی تقسیم شوند نه اینکه آقا فقط «کمک»کند . البته تعدا این آقایان هم اندک است و کمک هاشان (بعضا) همراه با غر و لند است.
جالب است که الان کار کردن زن در بیرون از خانه یکی از الزامات ازدواج به شمار می آید. یعنی خانواده ها برای پسرشان به دنبال دختری می گردند که شاغل باشد یا درس خوانده باشد و امید به این داشته باشند که به زودی شغلی هم پیدا کند تا بتواند پا به پای شوهرش کار کند و مخارج زندگی را تامین کند. البته که باید جهیزیه درست و حسابی هم داشته باشد تا پسر مجبور نشود برای شروع زندگی اسباب و اثاثیه تهیه کند! و خب دختر خانم مورد نظر باید کدبانویی فوق العاده هم باشد و مثل خرگوش هم بچه بزاید و خودش هم بزرگشان کند...
سوال: قیمت برده در بازارهای جهانی چند است؟
چرا که دختر خانم مذکور یقینا یک برده ست! و خانواده این برده هم سنگ تمام می گذارند و سعی می کنند دخترشان را با مهریه ای هرچه بالاتر بفروشند! اصلا وقتی ازدواج به یک معامله حساب شده و تمام عیار تبدیل شده است چرا دختر و خانواده اش به فکر منافعشان نباشند؟
نظام مرد سالارنه تمام این موارد را به زندگی اضافه می کند مثلا جهیزیه مفصل باشد بعد زن شاغل باشد و حقوقش را در خانه خرج کند متعاقب آن مهریه بالا برود و ازدواج بشود یک تجارت حال به هم زن! هیچ تبصره ای هم ندارد که وقتی شغل و درآمد زن جزء الزامات ازدواج می شود حداقل کارهای خانه هم نصف شود و حقوق قانونی زن و مرد در زندگی برابر باشد. اشکال به فرهنگ و قانون وارد است. به نظر من در اینجا فرهنگ حتی از قانون هم مهمتر است. اگر قانون حق طلاق و حضانت مردان و ... و همینطورمهریه و نفقه زنان برداشته شود اما همچنان شاغل بودن زن و داشتن جهیزیه بالا و انجام امور خانه داری و بچه داری جزء وظایف زن محسوب شود باز هم ازدواج یک معضل باقی خواهد ماند.
پی نگاشت 1 :
ممکن ست این بحث را همچنان ادامه بدهم و شاید هم نه!
پی نگاشت 2 :
لطفا در کامنت ها فحش ندهید! اینجا یک وبلاگ شخصی ست و من حق دارم در وبلاگم نظرم را بنویسم. هر که خوشش نمی آید او را به خیر و ما را به سلامت! کامنت های حاوی فحش و حرفهای نامربوط را حذف خواهم کرد و البته از تمام انتقادات مفید و بی غرض استقبال خواهم کرد.