جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹

161- چه کسی باور می کند، رُستم

منبع عکس: آدینه بوک
«چه کسی باور می کند، رُستم»
نوشته: روح انگیز شریفیان
برنده جایزه بنیاد گُلشیری، آذر ماه 1383
انتشارات مُروارید

نوشته ی پشت کتاب:
زن و شوهری مهاجر در قطار رهسپار سفری دراز هستند، زن در انزوای خودخواسته، با گذر از ایستگاه شهرها و مراحل عمر، روابط خویش را با شوهر و دختر، با خانواده و دوستانش در خاطره مرور می کند و به باز شناسی تازه ای از روح عاشق و صبور خود می رسد. بازاندیشی روانشناسانه ی آوارگی و نیاز به پیوندیابی با ریشه ها، اسطوره ی عشق و وطن محور اصلی این رمان است.

تکه نگاشت هایی از کتاب:
اصلا ممکن نیست باور کنم. مثل این است به آدم بگویند: تو که رفته بودی سفر مملکتت را آب بُرد...
... تو می گفتی: من نمُرده ام، منزل عوض کرده ام. در تو که مرا می بینی و بر من اشک می ریزی زنده می مانم....

پی نگاشت:
این کتاب را سال 84 خریدم و خواندم. در این روزها که روح و روانم به شدت خسته و بیزار است، خواندن دوباره ی این جور کتابها برایم آرامش بخش است.

0 نظر:

ارسال يک نظر