فیلمهای زیر فیلم های متوسط رو به بالا هستند که دیدنشان در این قحطی فیلم خوب بی ضرر است:
1 - changling (معاوضه):
داستان زنی ست که پسرش را گم می کند و تلاش او برای یافتن پسرش علی رغم سنگ اندازی ها و آزار و اذیت پلیس.
فیلم متوسطی ست که چیز خاصی برای گفتن ندارد. مواردی که باعث مطرح شدن این فیلم می شود کارگردانی «کلینت ایستوود» و بازی «آنجلینا جولی» و «جان مالکوویچ» است. فیلم صحنه های ناخوشایندی هم درباره یک قاتل دیوانه دارد که باعث شد رغبت به تماشای دوباره اش را از دست بدهم. نکته قابل توجه تلاش و مبارزه یک زن تنها برای بازگشت پسرش است که در نهایت به مبارزه با شارلاتانیزم پلیس می انجامد.
2 - Milk :
داستان زندگی «هاروی میلک» طی 8 سال آخر عمرش است. او طی این مدت تلاش زیادی برای احقاق حقوق اشخاص homosexual کرد و عاقبت هم کشته شد. بیشتر به یک مستند مانند است تا یک فیلم سینمایی. فیلم متوسطی ست که نکته قابل توجه اش بازی فوق العاده «شون پن» در نقش «میلک» است. اداهای اواخواهری اش خیلی دیدنی ست.
3 - the wrestler (کشتی گیر):
البته منظور کسی ست که کشتی کج (که به نظرم وحشیانه ترین ورزش دنیاست!) کار می کند. داستان کشتی کج کاری(رندی) پا به سن گذاشته است که مجبور می شود خودش را بازنشسته کند اما به جز کشتی کار دیگری بلد نیست. او به زنی که در کلوب شبانه کار می کند علاقه مند شده و از طرف دیگر دختری بزرگسال دارد که از او متنفر است و رندی سعی می کند دوباره محبت دخترش را جلب کند.
این فیلم را بیشتر به هوای «میکی رورک» بازیگر نقش رندی (که به خاطر این بازی جایزه گلدن گلاب را گرفت و نامزد جایزه اسکار هم شد) گرفتم و دیدم. «میکی رورک» را به خاطر بازی اش در فیلم فرانچسکو (Francesco 1989) به کارگردانی لیلیانا کاوانی دوست داشتم. صحنه های بازی او را که همراه با موسیقی آسمانی «ونجلیز» بود هرگز از یاد نمی برم.
اگر قضیه پرچم ایران و شکستن چوب پرچم و اسم آیت ا... که حریف رندی در آخرین مسابقه است (و شکست می خورد) را ندیده بگیریم ، می شود گفت که کشتی گیر فیلم خوبی ست. موسیقی فیلم خیلی به «21 گرم» و «بابل» (ساخته های ایناریتو) شبیه است. بازی رورک هم تحسین برانگیز است. همانطور که بازگشتتش به عالم سینما و ستاره بودن بعد از 14 سال تحسین برانگیز است. همین که توانسته بر اعتیادش غلبه کند و دوباره از صفر شروع کند. البته از فرانچسکوی قدیس فقط چشمهایش با رندی کشتی گیر باقی مانده بود!
تکه نگاشت:




